تبلیغات
قلب انیـــ:)ـــمهـ ای من - ~7~

~7~

دوشنبه 17 آبان 1395 03:43 ب.ظ

نویسنده : ~Dark Light~Otaku~
دلام.-.
منو عشقم آمدیمD:
دیشب منو بارانا رفتیم بیرون هواهم خنک بود.بعد بارانا یه نفس عمیق کشید و گفت:بع چه هوای خوبیه واسه شیطونی کردن!منو میگی._.ترسیدم گفتم بارانا؟.-.خندید گفت قول داده بودم برات یه چیز بخرم بخوریم!بیا بریم.
واینجوری شد که خطر سکته از ترس به خطر سکته از خوشحالی تبدیل شد:/
درمورد عکس بالا-_-
از خوشگلی کاراکتر بارانا معلومه که من نساختم و خود گرامیش ساخته و من فقط رنگش کردم:/اما مال خودم از گندی موهاش میشه فهمید کار یه تازه کار مثه منه._.آخه بارانا اصرار داشت منم یاد بگیرم و تقریبا بد نبود به جز دادو هوارای بارانا که میگفت:نه خطشو اون وری بکش!اینجوری رنگ نکن!پاک کن دوباره بکش
!!بخدا هوار کشیدناشو باید ببینین آدم میرینه به خودش._.
خب دیه بابای:)



دیدگاه ها : bubble gubble
آخرین ویرایش: دوشنبه 17 آبان 1395 03:50 ب.ظ